سال نو و این بهار داکش و فرح انگیز و نیکو را به شما تبریک می گویم و برای همگی آرزوی بهبودی و شادی می کنم .
به امید اینکه هر روز برای اندیشه و جانمان چون بهار باشد و هماره از خزان و زمستان روی برتابیم
چند بهاریه به مناسبت این ایام خجسته گرد آورده ام که به امید ایزد تعالی مقبول افتد.
![]()
![]()
نسیم خلد می وزد مگر ز جویبارها که بوی مشک می دهد هوای مرغزارها
ز خاک رسته لاله ها چو بسدین(۱) پیاله ها به برگ لاله ژاله ها چو در شفق ستاره ها
به چنگ بسته چنگ ها به نای هشته زنگ ها چکاوها کلنگها تذروها هزارها(۲)
ز ریزش سحاب ها بر آب ها حباب ها چو جوی نقره آب ها روان ز آبشارها
در این بهار دلنشین که گشته باغ عنبرین ز من ربوده عقل و دین نگاری از نگار ها
رفیق جو شفیق جوعقیق لب شقیق رو رقیق دل دقیق مو چه مو ؟ ز مشک تار ها
به طره بسته عاریه هزار طبله غاالیه به مژه بسته عاریه برنده ذوالفقار ها
(قاآنی)
۱- به ضم اول و فتح دوم به معنی مرجانی و از جنس مرجان
۲ – هر کدام نام پرنده ایست
وقت آن است که مستان طرب ازسر گیرند
تاج زرین مه از تارک شب برگیرند
نیکوان پرده برانداخته در رقص آیند
مطربان هر نفسی نغمه ی دیگر گیرند
نقل خشک از لب چون شکر معشوق برند
می روشن به سماع غزل تر گیرند
سنگ در ساغر نیک و بد ایام زنند
وز کف سنگدلان نصفی و ساغر گیرند
آن خمیده قد و لاغر تن و مو ریخته را
بزنند و بنوازند و به بر برگیرند(ساز رباب)
وان تهی معده ی نه چشم سیه سوخته
را ناله ی دل به ده انگشت فزونتر گیرند(نی)
وان کشف پشت خرف را که همه تن شکمیست
گردن و گوش بمالند چو بر بر گیرند(عود)
وز خروش خوش آن دایره کردار دو روی
پای چون دایره خواهند که بر سر گیرند (دف)
مشتی اوباش قلندر به هم آیند . همه
پرده ی نیستی و راه قلندر گیرند
(مجیرالدین بیلقانی)
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندانکه قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهاراید تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید
بهار امسال پنداری همی خوشتر ز پار آید از این خوشتر شود فردا چو خوسرو از شکار آید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
زمین از خرمی گویی گشاده آسمانستی گشاده آسمان گویی شکفته بوستانستی
به صحرالاله پنداری ز بیجاره (1) دهانستی درخت سبز را گویی هزار آوازبانستی
به شب در باغ گویی گل چراغ باغبانستی ستاک(2)نسترن گویی بت لاغر میانستی
درخت سیب را گویی ز دیبا طیلسانستی(3) جهان گویی همه پروشی و پر پرنیانستی
مرا گر دل نه اندر دست آن نا مهربانستی بدودستم به شادی بر می چون ارغوانستی
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
(فرخی سیستانی)
1 – سنگی قیمتی با رنگی سرخ
2 – شاخه های نازک درخت
3 – نوعی ردا
باغبانا ابر ساقی رعد مطرب گشت و شد باغ مست راغ مست و غنچه مست و خوار مست
آسمانا ! چند گردی گردش عنصر ببین آب مست و خاک مست و باد مست و نار مست
حال صورت این چنین و حال معنی خود ببین عقل مست و روح مست و خاک مست اسرار مست
رو ! تو جباری رها کن خاک شو تا بنگری ذره ذره خاک را از خالق جبار مست
(حضرت مولانا)
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.


