نظر به سوی ما کن، تویی دل شکسته
ترنج پاک خود را
ندیدم و بریدم
ز هر چه بود در دل
ز هر چه بود در گِل
* * *
تو زین خویش فکندی
به روی اسب خیالم
ببسته ای پر و بالم
شکسته ای دل و جانم
بخسته ای تو روانم.
روان شدی به روانم
ستانده ای تو قرارم
مرا به وادی حیرت
فکنده ای که ببارم
ز دیده اشکِ جدایی.
دلم ز شوق توهم
به دار زلف تو آویخت
گُشای بند توهم
که بنگرم رخ ماهت.
در آن نظر که فکندم
نظر بدان رخ دلبر
شرر دوید به پیشم
شراره زد به دهانم
دهان که سوخت
به دل شد نهان و کرد پریشم
از آن سپس منم و شبروی و خرقه دریدن . . .
ندانمی که چه گویم؟
بجز شرار نگاهت
کجا روم؟ چه بجویم؟
که گَشته ای تو وبالم
وبال جان و خیالم
ستانده ای تو قرارم . . .
( هدهد میرزا- اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸)
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

