چند شب است
لامپ آسمان خراب است
و یکریز پرپر می کند!
چند شب است
سقف آسمان سولاخ است
و مدام و پی در پی
باران باران دوباره باران باران
چند شب است
آسمان خیس است و زمین
چند شب است
من خیسم و آسمان
چند شب است
خدا مهمانمان کرده باران
چند شب است
افتاده ام
یاد جنگل های گیلان
باز باران . . .
یا دوران کودکی
یاد خنده های بی دلیل
یاد بازی های بی رقیب
یاد اشک های بی دریغ
چند شب است
تاب می خواهم تا بخورم
در باد
در باران
در ابر
در شهر
چند شب است
بی تابم
چند شب است
بی خوابم
با باران
چند شب است
یک دل سیر می چرم در باران
چند شب است
نم دارم در باران
چند شب است
در شهر
ز ریزش سحاب ها بر آب ها حباب ها می بینم
چند شب است
صدای قطار باران در گوشم می پیچد
چند شب است
باران در گوش پنجره
پچ پچ می کند یکریز
ـ چک چک چک چک ـ
امشب
بر خلاف دیگر شب های بارانی
آمدم حرم
مردم هم خیس بودند
چون من
اما نمی دانم
چرا بعضی هاشان می دویدند؟
اما بعضی ها هم آرام بودند
چون من.
جایتان خالی...
در حرم
گل ها را خوردم
ابر ها را چیدم
باران نوشیدم
باد بازی کردم
کاشی ها را کلی دید زدم!
آن ها هم خوشحال بودند
در هم می پیچیدند و می رقصیدند
رواق ها هم خالی بودند، بیشتر
مثل من
که بیشتر اوقات خالیم!
بعضی ها را دیدم
زیر باران ایستاده بودند
برای جنگل ها و کویر ها
برای با باران ها و بی باران ها
دعا می کردند.
ماموران نظافت هم
می لرزیدند و باران را نگاه می کردند
با لباس های آبی چون دلشان.
شاپرکی هم بود
دور چراغی می گشت
و قربانش می رفت.
امشب بعضی ها
پلاستیک به سر کشیده بودند
تا سرشان خیس نشود
اما شد
شاید باور نکنید ...
یک نفر هم بود
که زیر این بارن
چتر داشت!
کمی دلم برایش سوخت.
دیگر دارد دیر می شود و باید به خانه بر گردم
بیایید...
بیایید از این
حرف های نخراشیده ی بی وزن بگزریم . . .
چه شبی است امشب
جای شما خالی!
( هدهد میرزا- ۱۰/۳/۸۸)
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

